(افغان های مغول) (اوغان) نام يکی از اقوام کوچک مغل تصادفی بيش نيست



بی مناسبت نخواهد بود، در ارتباط (افغان) مطلبی زير عنوان بالا درينجا نيز بيفزايم که در پاسخ نبشته ای از استاد پوهنتونی ما لعلزاد بدخشی نشرشده در وبسايت مربوط شان(نوای آزادی جاويدان- لندن)  اواسط ماه می سال روان که از اشتباه به شکل نامه ای دو ستانه به نام دکتور لعلزاد نيمروزی در تورنتو به دست همکار گرامی ام  سميع سيلنی ايمل کرده بودم.
مطلب دلچسپی ولی حيرت آور نيست که در زمان سلطنت ارغون خان نام يکی ازقبايل مغول (اوغان) بوده که از سوی  پادشاه ديگری مغولی (سيور غتمش اوغانی) برای محافظت  بخشی از کرمان زير اثر ارغون خان فرستاده شده  و با قبيلۀ ديگر مغولی زيرنام (جرما) گروه (صده يی) محافظوی را در کرمان تشکيل داده، بزرگ و بزرگ تر شده و به گروه هزاره (هزار نفری) ارتقأ نمو ده است...و اينکه مسألۀ شاذ و نادر ياحيرت آور نيست: نخستين دليلش زبان شناختی بوده وآن اين که چنين همگونی ها ( متشابهات) از واژه ها و اسمای عام تباری و جغرافيايی زيادی در منطقه و جهان  وجود دارند،که بنابرتصادفی همسان وهم معنامی نمايند. به گونۀ مثال: افغان پارسي به معنای (فرياد)و حتا (بد) پارسی و انگليسی  با يک معنا و مفهوم به کار برده می شوند؛ ويا) (okay ) و( (OK انگليسی با(هوکی) يا (اوکی) پشتو هم شکل و هم معنا می نمايند، ولی از نگاه آوا شناسی و ريشه شناسی هيچگونه وابستگی باهم نداشته و به نام واژه های تصادفی (acci dental words) ياد می گردند. نمونه های ديگر (هیَ)عربی و(he) انگليسی،( زَو) چينی و (ځو)  پشتو ...يا از نوعی ((ريشه شناسی عاميانه)) نام های محلات که به صورت معمول آواشناختي کم وبيش دستخوش ديگرگونی لفظی شده، وجه تسميۀ آن را تغيير داده اند، مانند پنجشير که تا زمان احمد شاه ابدالی دردفاتر مالياتی (پنتهير) ثبت شده و معنای (پنج رود) داشته است، ويا هندوکُش پارسي و هندوکښ پشتو که اصلا هندکوه يا هندوکوه يوناني بوده و از زبان سکندر مکدونی با صفت پارو پاميزاد (برتر از پرواز عقاب) ضبط گرديده است. و گر نه در پارسی و همه گروه زبان های آريانی جنوب- غربی و شما لغربی، غالباٌبه شمول کردی و بلوچی معادل کوه(گر) می باشد که در واژۀ  (گرديز-گردژ) پارسی ميانه به جا مانده است. 
در برابرآواهای (گ-د-ب) آنسوی مرز غربی زبانی-تاريخی (کوير لوط)، آواهای آغازی(غ- ل-و) شمالشرق قرار دارند، به گونۀ مثال در پشتو و زبان های پاميری به شمول دو زبان مهاجر شده از کوه های  پامير(او سيتی ) در اوسيتيای قفقاز و(داهی) درماورای قفقاز يعنی داهستان (داگستان روسی) و(داغستان پارسی).
دليل دومی آن همانا تبارشناختی (اتنولوژيک)و درعين حال تبارشناختی فيزيکی يامردمشناسی (اتروپولوژی و اتنوگرافی) می باشد.به اين معناکه گروه متذکره منسوب به گروه تورک-مغو لی(التايی) مربوط نژاد زرد  (Mongoloid) بوده درحالی که قبيلۀ افغان (پشتون)منسوب به گروه آريانی مربوط نژاد سپيد هندوآروپايی (Caucacsoid) شناسايی و به اثبات رسيده است.
اين هم درخور يادآوريست که تيوری نو حاکی ازآنست که به ترتيب پيدايش و سير تکاملی نژاد های سه گانۀ نوع بشر، نژاد زرد  ، پس از نژاد سياه (Negroid) دومين، و نژاد سپيد شامل هندو آروپايی ها و سامی ها، سومين  و متکاملتر آنها می باشد؛ ولی رويهمرفته شناخت علايم فارقۀ ظا هری نژاد زرد به نسبت دو نژاد ديگر پيش از اين که پيمايش ها اتنوگرافيکی يا(اتنو پرومتری) به کارگرفته شوند، با يک ديد سطحی قابل درک می شوند: بيشترينه با رخ مثلثی و گونه های برآمده، بينی پهن يا خورد و باريک،موهای لُک و تُنک با قدهای کوته و در عين حال با تنۀ درازتر از پاها، و عجيب تر اين که اگر يکی از افرادش پهلوی سياه و سبزه يا گندمی شدۀ آريايی ايستاد شود، سپيدتر به نظر می آيد ولی اگر پهلوی سپيدپوست آروپايی قرار گيرد، سياه وش می نمايد!