باختری بابه کارگيری زبان نيرومندی تمام عيار شعرش را بر چکاد آفتاب نشانيد


        اکسفورد، مارچ ۲۰۱۱  

باختری بابه کارگيری زبان نيرومندی تمام عيار

     شعرش را بر چکاد آفتاب نشانيد

اگر بپذيريم که(( ديرينه گی شعر به قدمت زبان است))، پس عمر آن به هزارهاهزار سال می رسد، درست به زمانی که با تکامل زيستی ، مخصوصاٌ تکامل دستگاه عصبی  و باﻻخص رشد و نمو مغز در انسان برای يادگيری های پيچيده، از جمله يادگيری زبان و فعاليت های عالی ذهن چون تفکر وتخيل آماده شده بود. برخی از دانشمندان شعور و زبان را هم منشأ و همزاد دانسته، تاکيد می ورزند که شعور در واقعيت هستي اش را نخستين بار در جامۀ زبان بروز داده و تحقق يافته است. ولی به هر رو، نقش زبان در حيات انسان در اين مدت طولانی هيچگاه به اندازۀ نقش آن در ده هزار سال گذشته نبوده است. بنابرآن نقش و اهميت شعر نيز به مثابه هنر زبانی از همآن زمان به اين سو مورد توجه قرار گرفته است. (باطنی: زبان و تفکر۲۵،۱۳۵؛ کاسپر+ ووکل۱۳۲)

 

 اگرچه زبان به منزلۀ‌ دستگاهی نظام يافته از علايم آوايی قراردادی که ارزش آن علايم يا سمبول ها ورابطه آن ها با پديده هايا مفاهيم به وسيله اجتماع تعيين می شود، به ديگر عبارت، زبان شبکه يادستگاهی است نظام يافته ازصداهای حنجره يی انسان و توالی اين صداهاکه برای ايجاد ارتباط بين افراد يک اجتماع به کار برده می شود واز اشيأ، وقايع و انواع تجارب فهرست کاملی به دست می دهد و آن  رابايد در اجتماع واز اجتماع يادگرفت. ولی استعداد يا توانايی بالقوه برای يادگيری زبان مربوط به ساختمان و کار دستگاه عصبی مااست که در هنگام تولد آن رااز پدر و مادر به ارث ګرفته يم. به اين منوال ما زبان خودرا در آوان کودکی يعنی در هنگامی که بسيار پذيرا هستيم، ازطريق شنيدن و گفتن ياد ميگيريم و تاسن پنج و شش ساله گی به دستگاه صوتی زبان خود تسلط می يابيم.الگوهاې اصلی وفعال دستوری آن را آموخته و به آسانی به کار می بريم. با بزرگ شدن کاربرد اُلگوهاې دست ری و صوتی در ماتلطيف می شود. همچنين ذخيرۀ واژگانی ما درآغاز به سرعت گسترش می يابد و سپس از سرعت آن کاسته می شود ولی تا پايان عمر روبه گسترش می باشد. (باطنی، ص۱۰۳-۱۰۵)

 

باآن که نظريۀ افلاطون که در هنگام تفکر روح انسان با خودش حرف می زند، يا به تعبير واتسن تفکر نوعی سخن گفتن است، افراطی وانمود شده است. ولی زبان مهم ترين عامل اين همه فعاليت ها شمرده ميشود. از جمله تفکر و تخيل بدون استفاده از زبان ممکن است، ولی  اين نوع  تفکر و تخيل بسيار ابتدايی خواهند بود و اين زبان است که توانايی انسان را به ميزان معجز آسايی بالا می برد تا جايی که می توان گفت، تفکر، تخيل، تجريد، تعميم، ادراک، استدلال، قضاوت و تمامی فعاليت ها و اسرار در مراحل عالی و بسيار مجرد ذهنی بدون از زبان غير قابل تصور اند. به سخن ديگر دراين مراحل عالی، زبان - تفکر و زبان- تخيل هرچه بيش تر رابطۀ تنگاتنگ داشته واز هم جدايی ناپذيراند.(همان، ص ۱۳۳،۱۴۱).

 

البته زبانی که ما تا آن سن و سال از اطرافيان(مادر و پدر، خواهر و برادر، همبازی ها و...) نا آگاهانه ياد گرفته و در ذهن  خود ذخيره کرده ايم، به اين معنا نيست که ما تمام جمله های آن زبان راکه می توانيم در موقعيت هاو موارد مختلف به کار بريم، از برکرده ايم؛ بلکه منظور اين است که ما تعدادی  محدود قاعده راکه همزمان با تعدادی محدود واژه  و جمله ها ياد گرفته ايم، جنبهء زايشی دارند. به اين مفهوم که می توان  حسب ضرورت از تعدادی محدود واژه تعدادی نامحدود جمله و درعين هال هرچه درازترساخت. البته واژه های که دراين  جمله هابه کار بسته می شود، تکراری اند ولی هربار  ترکيب کلمات آن ايجاد تازه است- به استثنای تعداد محدود جملات قالبی يا کليشه يی.

 

 به گونۀ مثال اگر جمله يی داشته باشيم که از (۲۰) کلمه تشکيل شده باشد و فرض کنيم که به جای هر يک ازين کلمات(۹) کلمه ميتواند قرار گيرد و مجموعا(۱۰) امکان به وجود آيد و جمله معنی داری بسازد، آنگاه تعداد جملات متفاوتی که حاصل می شود، عدد(ده) به توان بيست خواهد بود که گفتن يا نوشتن آن تعداد جمله مدت ها به درازا خواهدکشيد. به هر رو منظور اين است که هر صاحب زبانی می تواند هريک از اين جمله ها را به کار برد ويا اگر از ديګری بشنوند، درک نمايد. چنين يک توانايی، توانايی خلاقۀ عظيمی است. قواعدی که دراين راستا به کارگرفته می شوند، زايشی می باشند وتيوری دستور زايشی- گشتاری (Generative- Transfermational Grammar) که انقلابی را در زبان شناسی برپا کرده، بنابر همين ويژه گی زبان به ميان آمده است. (يمين ۱۰۰، لانگندن۱)

 

علايم و قواعد زبانی مانند قواعد يا فارمول های علوم مثبته(رياضی، فيزيک، کيميا...) می باشند چه که در اين علوم نيز باکاربستن مکرر قواعد يا فارمول ها جملات لايتناهی در برګير مطالب و مسايل هنگفتی را امکان پذير می سازند. مثالی از حساب دهدهی می آوريم که صرف ده عدد از صفر تا نُه را در بر می گيرد ولی ميتوان اعداد لايتناهی دراز و بزرگی با کاربرد قاعدۀ جمع و ضرب ازآن به وجود آورد. البته فرقی بارز  در اين ميان اين است که ياد گيری علايم وقواعدرياضی و ديگر علوم مثبته برخلاف علايم و قواعدزبان آگاهانه می با ش بېرته شاته